محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
387
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
قرن يازدهم ميلادى - سرگرم جنگهاى داخلى خويش بودند و فرصت دستاندازى به اسپانياى از همگسيختهء اسلامى را نداشتند ، و گرنه به حيات آن پايان مىدادند . در آغاز اين قرن در شبه جزيره در ميزان قواى سياسى و نظامى دو طرف دگرگونى مهمى رخ داد . پس از آنكه از آغاز ايام الناصر تا پايان عهد المنصور اسپانياى اسلامى تفوق عظيم خود را بر اسپانياى مسيحى حفظ كرده بود و همواره ملوك آنسو در برابر قدرت مسلمانان خاضع بودند و به دربار قرطبه جزيه مىپرداختند ، چون وحدت خلافت فروپاشيد و دولتهاى ناتوان طوايف با آنهمه اختلافات روى كار آمدند اسپانياى مسلمان بيشتر امكانات دفاعى خود را از دست داد و امراى طوايف براى حفظ كيان خويش در جلب دوستى پادشاهان مسيحى بر يكديگر پيشى مىگرفتند و به آنان پناه مىبردند و از آنان براى جنگ با همكيشان خويش يارى مىطلبيدند . پادشاهان مسيحى هم اين فرصتها را حتى در ايام ضعف و تفرقهء خويش مغتنم مىشمردند و از آن بهعنوان وسيلهاى براى برترى نظامى و به دست آوردن غنايم مادى سود مىجستند . روى آوردن به يارى خواستن از پادشاهان مسيحى حتى از ايام فتنهها و شورشها آغاز شد . گروههاى رقيب براى تصرف مسند خلافت از اينگونه اعمال دريغ نمىورزيدند ، چنان كه واضح و محمد بن هشام ملقب به المهدى دست يارى به نزد امير برشلونه دراز كردند . همچنين سليمان بن حكم و بربرها از سانچو گارسيا امير قشتاله يارى خواستند . اين رقابت در مدد گرفتن از مسيحيان روزبهروز گسترش بيشترى يافت و چنان كه در اخبارشان آورديم به صورت يك ضرورت سياسى و نظامى درآمد . پادشاهان مسيحى اين پديده را بزرگترين وسيله براى استثمار امراى طوايف ساختند و ايشان در واقع آلات مسخرهاى در دست مسيحيان گرديدند تا آنجا كه در عهد آلفونسوى ششم پادشاه قشتاله اين وابستگى به حد اعلاى خود رسيد . اين امر بدون اتكا به يك نيروى مادى ميسر نبود . اسپانياى مسيحى توانسته بود از اواسط قرن يازدهم با ترتيب دادن يك سلسله جنگها و فتوحات بزرگ كه بعدها به صورت سياست بازپسگيرى اسپانيايى ) atsiuqnoceR aL ( پديدهاى نيرومند و عاملى مهم در ميدان مبارزه ميان اسپانياى مسلمان و اسپانياى مسيحى درآمد به يك برترى سياسى و نظامى در درون شبه جزيره دست يابد . اين سياست نخستين بار به دست فرناندوى اول پادشاه قشتاله و ليون پايهگذارى